تبليغاتX
بالهای شکسته
دردهای ملتی که.....ومقاله و خاطرات
 معنای عشق
من عشق را در نقاشی کودکی دیدم که آفتاب را برنگ سیاه رنگ کرده بود

تا پدر روفتگرش از گرمای آن در امان بماند

|+| نوشته شده توسط احمدهمدمی در سه شنبه 1388/03/05  |
 ایمان
جمعی قرار گذاشتند برای دعای باران به صحرا بروند .

روز موعود که فرا رسید تنها کودکی چتری به همراه داشت .

و این یعنی ....ایمان

|+| نوشته شده توسط احمدهمدمی در سه شنبه 1388/03/05  |
 انتخابات(دوره دهم)

باز انتخابات فرا رسید وباز تبلیغات شروع شد .دقیقا یادمه چهار سال قبل این آشفته بازار در تمامی رسانه ها وبلاگها و...... برای تبلیغ یک نامزد انتخاباتی شروع شد.ومن هم برای یکی از این کاندید ها تبلیغات می کردم.وحالا پشیمانم .چون نه که هیچ تغیری صورت نگرفت بلکه وضع فقیر بدتر و وضع ثروتمند بهتر شد.

۱-فاسدان اقتصادی معرفی نشدند

۲-هیچ مدیری پاسخگو نیست؟ که چرا با گذشتسی سال از انقلاب در ارومیه با وزش باد آب قطع میشود

فضای سبز ارومیه نسبت به فضای ساختمانی یک به هزار است-پل شهید کلانتری هنوز تکمیل نشده

زمینهای ۹۹ ساله به داستانها پیوست-و و و و و .......

به امید روزی که ایرانی آباد وآزاد داشته باشیم

|+| نوشته شده توسط احمدهمدمی در سه شنبه 1388/03/05  |
 ّباز هوای وطنم

باز پرستوئی از پرستو های شکسته بال به خانه آمد .او همه جا لیاقت خودرا برای هر کاری نشان داده

وخواهد داد.بی تردید او یکی از مدیران لایق این مرزوبوم است.

به امیدروزی که همه مدیرانمان چون او باشند چرا که نیاز این مرحله زمانی مملکت به وجود این چنین

مدرانی مبرم است وامافرق مرتضی صفری با دیگران این است درانتخاب او انتخاب بین بد وبدتر وجود

ندارد او بهترین است.استان آذر بایجان غربی بهترین مدیران را در خود پرورش داده است.

خلاصه عنوان مدیر کل مرکز مهاباد را به هم استانی هایمان تبرک گفته به امید روزی که همه پرستو های

مها جر به لانه باز گردند.دست در دست هم تا میهن خویش را کنیم آباد.

|+| نوشته شده توسط احمدهمدمی در پنجشنبه 1387/08/30  |
 وجدان کاری

یادمه در دیدار با یکی از مسولین (مدیران کل)می گفت:  اگه   بخوای کار کنی برای ده سال هم کار هست(  شبانه روزی).

و اگه بخوای کار نکنی آب از آب تکان نمی خورد و کسی هم نیست که بگه فلان کار چی شد.خوش به حال ما؟

|+| نوشته شده توسط احمدهمدمی در جمعه 1387/05/18  |
 مدیران کار آمد
شهر در امن و امان است .وجای هیچ گونه نگرانی نیست.

به حول وقوه الهی:مسولین کار آمدی سر کارند.وروز به روز در حال تلاش شبانه روزی هستند .جای هیچ نگرانی نیست.باران رحمت الهی هم که همه روزه بر سر مان میبارد دیگر چه می خواهید.

جوانان همه شاغل. زندانها همه خالی .کارمندان همه کاری .مدیران همه کار آمد ومتخصص.نگران فردا نباشید.

قطعی برق که نداریم الحمد الله هم خوشکسالی بهانه خوبی برای اجرای بی لیاقتی شان هم که شده.

قطعی آب هم که نداریم که آن هم با یک باد یا خوردن یک سنگ به منبع قطع خواهد شد.

دو روز برف می بارد گاز قطع میشود.

براستی فقط خدا به دادمان می رسد.زبانم لال اگر حادثه ای رخ بدهد

چه بر سر این مردم خواهد آمد.

اینان در بحران به مفت نمی ارزند.و فقط به درد لای.........

 

|+| نوشته شده توسط احمدهمدمی در چهارشنبه 1387/04/19  |
 خاموشی
همه را برق میگیره ما را خاموشی؟

|+| نوشته شده توسط احمدهمدمی در چهارشنبه 1387/04/19  |
 آخر زمان

 

۱۱۶۹سال است که مردی منتظر ۳۱۳مرد است.براستی که مردشدن چقدر زمان می برد .

|+| نوشته شده توسط احمدهمدمی در چهارشنبه 1387/04/19  |
 حقوق کارگران شهرداری 72 روزه که عقب افتاده آقای شهردار

امروز  با یکی دو نفر از دوستان مشغول خوردن سیب زمینی با نان سنگک بودم که چشمم به دو نفر از زحمت کشان شهردای (روفتگران)افتاد سیگار تعارف کردم.تشکر کرده وشفارش یک چای داغ داد هوا برفی بود و سرد.

بعد از کمی خوش و بش سوال کردم چند حقوق میگیری جواب او با آخی همراه بود و در ادامه کدام حقوق ما نزدیک دو ماه و نیم می شود که حقوق نگرفتیم.

خیلی ناراحت شدم در کشوری که همه دم از انتخا بات و اصولگرای ملی گرائی و اسلام گرای شعار همه هست حقوق ضعیف ترن افراد این جامعه عقب افتاده باشد.

می خواستم در این مورد مطلبی بنویسم معمولا اول به خانه وبلاگنویسان ارومیه سر می زنم اما با مشا هده مطالب .......

نارحتیم بیشتر شد.

جای شرم بود همه فقط در مورد انتخا بات مطلب نوشتن بابا شما  را به خدا بس است   دارید به مردمی که از گرسنگی میمیرند خط نشان می دهید بروید و ببینید درون جامعه چه خبر است.

از این که به فکر این مردم هستید واقعا" خیلی خوشحالم.

و از آقای شهردار خیلی تشکر می کنم.

زنده باد برای شما.

|+| نوشته شده توسط احمدهمدمی در جمعه 1386/11/12  |
 تاسف برای همه

هفته اخیر برای تمامی کسانی که برای جدال در انتخابات آماده رقابتی شدید بودند بی تردید هفته ای آرامی نبود شاید راحت گفته باشم هفته ای جنجالی بود.

عده ای برای فردا های خود خواب هائی طلائی می دیدند که در صندلی مجلس هشتم نشسته اند و....برای عده ای دیگر که کمی نگران بودند یک برنامه تبلیغاتی سنگین که خدا می داند چند میلیون تومان کفاف میکردتا از عهده ای ان بر آمد.

وبرای عد ه ای که تازه کار بودند پر اصطراب.

اما رد صلاحیت اکثر آنانی که بعضی از آنان که  چهره های شناخته شده بودند آب سردی بود که بر سر آتش انتخاباتی ریخته شد حال بماند که چه کسانی بر حق بودند ویا نا حق اصل موضوع چیز دیگریست.

از مبتدی ها شروع کنیم که تا به حال اصلا"در انتخابات شرکت نکرده بودند.آقا یا خانمی که می خواهید به مجلس هشتم بروید چقدر خود را مستحق میدانید ؟ آیا جرعت این را دارید که اگر نتوانستید در حصور مردم اعتراف به نتوانستن بکنید که تا کنون نظیرش را ندیدیم؟هدف شما خدمت به مردم است یا خدمت به فامیل ویا به دنبال ارتقاع شغلی ویا کسب مال و منال ؟تا کنون چه خدمتی برای نزدکان خود انجام داده اید.

کلی عرض کرده باشم تا کنون هیچ نماینده ای را ندیده و نه شنیده ایم کار قابل توجهی انجام داده باشد.

استان آذر بایجان غربی از جمله استانهائیست که چهار فصل است و امکان هر کاری در ان وجود دارد.

از جمله وجود انواع میو ه ها –دارا بودن زیباترین مناطق گردشگری –پرورش انواع حیوانات دامی وغیره

ووووووو.........که هزاران مورد دیگر وجود دارد.اما بعد از گذشت بیست و هشت سال همان استان است و بس و فقط جو لانگاه عد های که فقط شعار می دهند شده و بس .

دردها......

به هر اداره ای میرویم کسی جواب گو نیست.

با بارش سه سانت برف گاز قطع می شود.

اداره برق هر وقت دلش می خواهد برق را قطع می کند.ودر جواب چرا با جواب همیشگی فیوز پریده مردم را دست به سر می کند .

در بیمارستانها چه خبر است. مریض با پای خود به بیمارستان میرود اما دو ساعت دیگر سر از سرد خانه در می آورد.

نود نه در صد پزشکان پول زیر میزی میگیرند .چه کسی جواب گوست هنوز معلوم نیست.....ادامه دارد

|+| نوشته شده توسط احمدهمدمی در یکشنبه 1386/11/07  |
 
 
بالا